عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
336
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
32 - من ظلم رعيتّه نصر أضداده 7815 . 33 - و الّذي فلق الحبّة و برء النّسمة ، لولا حضور الحاضر ، و قيام الحجّة بوجود النّاصر ، و ما أخذ اللّه سبحانه على العلماء أن لا يقارّوا على كظّة ظالم ، و لا سغب مظلوم ، لألقيت حبلها على غاربها ، و لسقيت آخرها بكأس أوّلها ، و لألفيتم دنياكم هذه عندي أزهد من عفطة عنز 10149 . الحاكم و الوالي 1 - جود الولاة بفيء المسلمين جور و ختر 4725 . نمى شوند . 32 - هر كه رعيت خود را ستم كند دشمنان خويش را يارى نموده است . 33 - ( اين فرازها از جمله كلمات آن حضرت است در خطبه 3 شقشقيه كه در جواب ابن عباس فرمود شكايت از سه خليفه ) سوگند به خدائى كه دانه حبه را شكافت و انسان را آفريد ، اگر نبود حاضر شدن ( جمعيّت ) حاضر ( براى بيعت با من ) و قيام حجت به وجود ناصر ( كه مرا يارى كردند و بر من پذيرش آن واجب گرديد ) و آنچه خداوند سبحان بر علماء گرفته ( از عهد و پيمان ) كه بر سيرى ظالم و گرسنه ماندن مظلوم قرار نگيرند ( و نسبت به آنان بى تفاوت نباشند ) هر آينه ريسمان آن را بر دوش آن مى انداختم ( همچون شترى كه مهار آن را به پشت آن اندازند و آن را رها كنند ) و آخر آن را به جام اول آن سيراب مى نمودم ( يعنى همچون زمان سابق دخالت در امر حكومت نمى كردم و شما را در گمراهى مى گذاشتم ) و هر آينه دنياى خود را نزد من ( در بى ارزشى ) كمتر از عطسه بزى و يا . . . مى يافتند . حاكم و زمامدار 1 - بخشش حكام به غنيمت مسلمانان ستم و فساد است ( بلكه بايد در مصرف شرعى با احتياط به كار رود ) .